تبليغاتX
ناصر چشم آذر
 

      برای دیدن عکس در اندازه واقعی بر ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:10  توسط | 

آلبوم باران عشق

naser.jpg

آلبوم باران عشق با آهنگسازی ، تنظیم و اجرای آقای ناصر چشم آذر و به همکاری شرکت طنین صوت به بازار عرضه شد. این آلبوم کیفیت رکورد متوسطی داشته و در استودیوی دیجیتال آقای بحرینی ضبط گردیده است. فکر کنم زمان انتشار آن پاییز ۱۳۷۳ بود. این آلبوم با تم ملایم و رمانتیک در هشت Track تنظیم شده و ساختار آن پیوسته میباشد به این معنی که هر آهنگ حال و هوایی کاملا مجزا از بقیه نداشته و مانند آثار Enigma باید آنرا از ابتدا تا انتها گوش داد. نمی دونم چرا اسم آلبوم باران عشق انتخاب شد و در ابتدای آلبوم ما صدای باران رو میشنویم؟! اطلاعاتم از ادبیات و شعر فوق العاده کم هست اما قبلا یه چیزهایی خوندم ، پس سعی میکنم دست و پا شکسته بنویسم. وقتی خاک تشنه میشه و به آب نیاز پیدا میکنه ابر و باد سراسیمه به حرکت در میان تا از آسمان بارانی بر زمین ببارد و زمین مرده دوباره زنده شود. زمین همان عالم خاکی است که انسان از عالم بالا به آن هبوط کرد و بقول بعضی ها کویر. آب هدیه ای که از آسمان به کویر نازل شد. شاید عشق همان بارانی باشد که عالم بالا به انسان هدیه داده است تا او را زنده سازد. بقول شاعر هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق. البته این تعابیر بیشتر اشاره به عرفان داره تا عشق میان دو انسان و آلبوم آقای چشم آذر هم در مورد عشق دو انسان هست نه عرفان اما اگه خود عشق رو با هر معنایی به باران تشبیه کنیم خیلی به خطا نرفتیم. احساس من که اینطوریه و تماشای باران و شنیدن صدای اون حال و هوای خاصی به من میده که بی ربط به عشق نیست. شاید اگه در یک جمله بگم این میشه : “زیر باران عاشق ترم”. این آلبوم منو بیاد سالهای آخر دانشگاه میندازه و تاثیر خاصی بر روی من داره. در بخش لذت شنیداری یکی از پارامتر ها حافظه قبلی هست ، یعنی این آلبوم رو شما در گذشته در چه شرایطی شنیدید و به چه شکلی با اون ارتباط پیدا کردید. موسیقی بشکلی خوب حال و هوای عشق رو بیان میکنه و در آهنگ شور عشق به اوج میرسه و دوباره آرام میگیره و به رهایی میرسه. شروع آشنایی در آهنگ اول باران عشق نام دارد و در آهنگ دوم آهنگساز سعی داره سختی انتظار رو تصویر کنه. آهنگ سوم به دیدار میرسه و در آهنگ های پنج و شش به اوج یعنی شور عشق میرسه. موسیقی در آهنگ “خواب” آرام میشه و شنونده رو بشکلی دوست داشتنی نوازش میکنه و به طلوع و رهایی میرسه. باید بگم در مورد این آلبوم میشه خیلی بهتر از این نوشت اما من بهتر از این نمیتونم بنویسم و پیشنهاد میکنم خود آلبوم رو بشنوید. شنیدن این آلبوم باعث میشه به حرف آقای امیر جلالی برسم که میگه ارتباط با موسیقی خیلی مهمتر از خود سیستم هست.

۱۰ نظر درباره “آلبوم باران عشق” داده شده است.

  1. حمید رضا فضل اللهی گفت :

    این آلبوم بسیار زیبا و جزاب است من خیلی شبها با این آلبوم بهترین خاطرات زندگیم رو ساختم ولی من تازگی میخواستم این آلبوم رو برای یکی از دوستانم در خارج از کشور بفرستم ولی هر چقدر گشتم cd این آلبوم رو پیدا نکردم که بفرستم میخواستم بدون شما میتونید کمکم کنید ؟

  2. امیر حسین اکبری گفت :

    مجتمع پایتخت
    فروشگاه طنین صوت ممکنه داشته باشه

  3. sara گفت :

    سلام هانی جان
    باورت می شه که قبل از اینکه من کامنت تو رو بخونم داشتم دنبال این آلبوم تو سایت میگشتم ؟
    من و تو چه حس تلاپاتی با هم داریم.
    قربانت بای

  4. نیما گفت :

    سلام خوشحال میشوم یک سر به من بزنید http://studionima.blogfa.com

  5. علی ابراهیمی گفت :

    از کار زیبای شما ممنونم

  6. محمد سلمی گفت :

    با درود
    واقعا از کار شما لذت بردم.خسته نباشید

  7. mohammad گفت :

    dorod bar naser cheshm azar

  8. اصغر گفت :

    لینکش پس کو

  9. رحمان گفت :

    خیلی از البوم نازت ممنون اما عیدی ندادید اهنگ پیدا کردن هم تو سایتتون مشکل ممنونتونیم

  10. داود حیدرزاده گفت :

    با سلام درودا
    از کار زیبای شما متشکرم .

برگرفته از : http://www.hifi.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 23:15  توسط | 

اي ايران

كارگردان: ناصر تقوايي

فيلم نامه نويس: ناصر تقوايي

مدير فيلم برداري: محمود كلاري

صدا: محمد رضا دلپاك، محمد حسين دارالشفايي، امير حسين قاسمي، محمود ويسيان

طراح صحنه: شهين دخت بهزادي، ناصر تقوايي، سيروس مقدم، اصغر رحماني، هادي حسين زاده

عكس: رامين بقايي

جلوه هاي ويژه: سياوش فكري

تدوين گر: عباس گنجوي

موسيقي: ناصر چشم آذر

طراح گريم: حميد پور بهرامي، مهرداد شكرابي، علي صديقي

بازيگران: اكبر عبدي، ثريا حكمت، مهران محمدي، حسين سرشار، غلام حسين نقشينه، اكبر معززي، حميد جبلي، انوش نصر

تهيه كننده: ناصر تقوايي، محمد علي سلطان زاده

محصول: شركت سهامي پخشيران

سال ساخت: 1368

زمان: 110 دقيقه


خلاصه داستان:

در بحبوحه انقلاب گروهبان ”مكوندي“ به ماسول مي رود و مردم را آزار مي دهد. او براي آنكه منطقه تحت نفوذش از شهرهاي ديگر كم نياورد حكومت نظامي اعلام مي كند. كسبه بازار، معلم ها و دانش آموزان مدرسه با او مقابله مي كنند و فرزندش را مي آزارند. همزمان با فرار شاه از كشور به پاسگاه تحت فرماندهي او، كه جشني به بهانه ارتقاي درجه مكوندي در آن برپاست، هجوم مي برند و بساطش را به هم مي ريزند. 

برگرفته از : http://www.farhangsara.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 3:49  توسط | 

کاکادو

کارگردان: تهمیه میلانی

فیلم نامه نویس: تهمینه میلانی

مدیر فیلمبرداری: حسن قلی زاده

صدا: بهروز معاونیان

طراح صحنه: تهمینه میلانی

عکس: ناصر ابراهیمی

جلوه های ویژه: ولی خاکدان، حسن قلی زاده، حسین یکتا پناه

تدوین گر: شیرین وحیدی

موسیقی: ناصر چشم آذر

طراح گریم: فتانه بهرام پور، محمود مهدوی

بازیگران: السا فیروز آذر، اسدالله یکتا، آتنه فقیه نصیری، فریبرز عرب نیا، رحمان مرادی، حسین محب اهری، آناسیک سیمونیان

تهیه کننده: آرتا فیلم

محصول: آرتا فیلم

سال ساخت: 1373

زمان: 100 دقیقه

 

خلاصه داستان:

یک استاد زبان زمینی ها به مدت یک هفته از سیاره کاکادو به زمین تبعید می شود. کاکادو سیاره است که طرفداران محیط زیست در آن زندگی می کنند و کسانی را که سطح کره کاکادو را آلوده کنند برای تنبیه شدن به زمین می فرستند. فیلم به ارتباط این موجود فضایی با آدمها، بخصوص با گلنار دخترک 8 ساله یک خانواده تک فرزند می پردازد.

برگرفته از : http://www.iranactor.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 19:41  توسط | 

 

پروندۀ مجلّۀ "رویش"

بخش ۳

نوشته های دیگران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:56  توسط | 

 

چشم شیطان

کارگردان: حسن هدایت

فیلم نامه نویس: حسن هدایت

مدیر فیلم برداری: حسن پویا

صدا: استودیو توکا فیلم (بیتا فیلم)

طراح صحنه: حسن هدایت، رحیم صادق الوعد

عکس: اکبر اصفهانی

جلوه های ویژه: عباس شوقی

تدوین گر: حسین زند باف

موسیقی: ناصر چشم آذر

طراح گریم: مهرداد میر کیانی

بازیگران: علی رضا خمسه، محمد برسوزیان، خسرو دستگیر، جمشید شاه محمدی، زهره حمیدی، مژگان خورشیدی، اصغر زمانی، فرهاد خان محمدی، اکبر دودکار، محسن زهتاب، اکبر اصفهانی

تهیه کننده: گروه فیلمسازی همراه

محصول: گروه فیلمسازی همراه

سال ساخت: 1372

زمان: 92 دقیقه

 

خلاصه داستان:

پس از سوء قصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس ”چشم شیطان“ که به مالکش قدرت می دهد ناپدید می شود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهی به نام محمود خان را برای یافتن او مامور می کند.

محمود خان به اصفهان می رود و با سولماز و خاله او و شوهر خاله اش رشید پاشا، که برای یافتن چشم شیطان از عثمانی آمده اند، رو به رو می شود. آنها در هتلی محل اقامتشان با یک سرگرد انگلیسی و خدمتکار هندی اش،‌یک کمیسر روس، که مامور نظمیه اصفهان است، و عده ای دیگر مواجه می شوند که همگی در پی چشم شیطان هستند. محمود خان با راهنمایی میرزا، مستخدم هتل، به سراغ کمال خان می رود که در خانه ای مخفی شده و صمصام الدوله را مسبب اصل توطئه علیه خود می داند. کمال خان نشانی الماس را در دخمه ای زیرزمینی به محمود خان می دهد. آنها به دخمه میروند،‌اما رشید پاشا را رو در روی خود می بینند. رشید پاشا و افرادش با الماس می گریزند و کمیسر رحمانوف با تحت فشار گذاشتن سولماز نشانی مخفی گاه رشید پاشا را به دست می آورد آنها به محل اختفای رشید پاشا می روند و کمیسر الماس را به دست می آورد و همه طرف ها به زندان می افتند. محمود خان و سولماز و رشید پاشا و همراهانش با یک کامیون از زندان می گریزند. رشید پاشا، که خود را مالک الماس می داند. محمود خان را خلع سلاح می کند و محمودخان و سولماز، که همه چیز را از دست رفته می بینند، از کامیون بیرون می پرند و رشید خان و افرادش به قعر دره ای پرتاب می شوند.

 


جوایز:

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • کاندیدای بهترین کارگردانی از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • کاندیدای بهترین جلوه های ویژه از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • کاندیدای بهترین صدا گذاری از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

  • کاندیدای بهترین چهره پردازی از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

 

برگرفته از : http://www.iranactor.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 14:54  توسط | 

 

آثار ناصر چشم آذر :

 

[	Music	Image	]


az har khanande taraneyee-az ghamar ta …

از هر خواننده ترانه ای-از قمر تا ...

[	Music	Image	]

 


Barane Shadi
باران شادی

 

 

[	Music	Image	]

Rain of Love
barane eshgh - asari az nasere cheshmazar

باران عشق - اثری از ناصر چشم آذر

 

[	Music	Image	]

everlasting jewels of persian music
ganjineh 2

برگرفته از : http://shopping.ketab.com

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:1  توسط | 

 

باران عشق ؛ پیشنهاد نوروزی

 

 

 

 

داریوش خواجه نوری خوانندۀ پاپ به دعوت هفته نامۀ " همشهری جوان " 5  اثر شنیدنی را برای نوروز 1386 به خوانندگان این نشریّه پیشنهاد کرده است ، جالب اینجاست که یکی از این آثار پیشنهادی مربوط به 13 سال پیش است ، درست حدس زدید کاندیدای مورد نظر، "باران عشق" استاد است . حالا بخوانید مطلب جناب خواجه نوری را :

 

پنجمین اثر : باران عشق ؛ نوای سینتی سایزر

اگر این آلبوم درست به دنیا معرّفی می شد ، می توانست تبدیل به یکی از مهمترین آثار عرصۀ موسیقی دنیا شود . تنظیم بسیار خوب ، هارمونی عالی و شناخت کامل آهنگساز از سینتی سایزر از برجستگی های این آلبوم است . تسلّط ناصر چشم آذر بر سینتی سایزر ، من را یاد تسلّط ونجلیس بر این ابزار می اندازد ، البته اشتباه نشود ، این آلبوم هیچ شباهتی به آثار ونجلیس ندارد . به ظن من ، هیچکس در ایران نتوانسته به خوبی چشم آذر این ساز را بنوازد .

 

همشهری جوان ، شمارۀ 111 ، ویژۀ نوروز 1386

 

برای شنیدن همزمان این اثر و خواندن نظرات مخاطبان به قسمت " دانلود صوتی " از آرشیو موضوعی مراجعه کنید .

هم اکنون قطعۀ " خواب " از این آلبوم در حال پخش است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 15:55  توسط | 
 
  Atash Bass

  آتش بس

 
عکس : علي نيك رفتار
موسيقي: ناصر چشم آذر
صدابردار: اسحاق خانزادي
چهره پرداز : جلال الدين معيريان
تاريخ اکران : 1385
کارگردان:  تهمينه ميلاني
تهيه كننده:  محمد نيك بين
نويسنده : تهمينه ميلاني
مدير فيلمبرداري: عليرضا زرين دست
تدوين : مهرداد خوشبخت


 

بازيگران : محمدرضا گلزار ، مهناز افشار، نرسي گرگيا ، احمد مهران فر، کيکاووس ياکيده ،  محبوبه بيات، نيلوفر خوش خلق و ...
 

خلاصه داستان: سايه ۳۳ ساله آرشيتکت است او با همسر خود يوسف ۴۰ ساله ( مهندس سازه ) در يکي از محلات خوب تهران زندگي مي کنند  از آنجا که زندگي اين دو بدليل لج و لجبازي به بن بست رسيده شبيه يک موش و گربه جدال مداوم دارند و سايه تصميم به طلاق مي گيرد  براي انجام اين امر به ديدن يک وکيل مي رود ولي بدليل يک اشتباه از دفتر مشاور خانواده سر در مي آورد .
 

يادداشت: فيلمبرداري نهمين ساخته تهمينه ميلاني 17 مهرماه 1384 در تهران آغار شد.

برگرفته از : http://www.iranmania.com
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 1:16  توسط | 

اجاره نشينها

نويسنده و كارگردان: داريوش مهرجويي

موسيقي متن: ناصر چشم آذر

طراح صحنه: فريار جواهريان، مالنيا فكري

طراح گريم: مهران روحاني

بازيگران: عزت الله انتظامي، حميده خيرآبادي، اكبر عبدي، حسين سرشار، فردوس كاوياني، رضا رويگري، سياوش طهمورث، منوچهر حامدي، ايرج راد، فريماه فرجامي، منيژه سليمي، يارتا ياران، غلامرضا بنفشه خواه، محمد علينقي كني، فرهاد خان محمدي، رحمان مقدم

سال ساخت: 1365

تاريخ نمايش: 1366  

زمان: 130 دقيقه

 

خلاصه داستان:

خانه اي كه وارث يا وارثانش معلوم نيست، عده اي مستاجر دارد. خانه نيازمند تعميرات اساسي است ولي بي توجهي مباشر كه قصد تصاحب خانه را دارد، باعث مي شود تا به رغم تلاش هاي ديگر ساكنان، كار از كار بگذرد و خانه بر ساكنانش فروريزد.

 

جوايز:

لوح زرين بهترين صدا برداري از پنجمين جشنواره فيلم فجر 1365

كانديداي لوح زرين جايزه ويژه هيئت داوران از پنجمين جشنواره فيلم فجر 1365

كانديداي بهترين بازيگر نقش اول مرد از پنجمين جشنواره فيلم فجر 1365

برگرفته از : http://www.iranianmovies.com
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 1:8  توسط | 

هامون

نويسنده و كارگردان: داريوش مهرجويي

موسيقي متن: ناصر چشم آذر

طراح صحنه: فريار جواهريان

بازيگران: خسرو شكيبايي، بيتا فرهي، عزت الله انتظامي، حسين سرشار، توران مهرزاد، امرالله صابري، جلال مقدم، فتحعلي اويسي، اسدالله يكتا، سيما تيرانداز، آنيك شفرازيان

سال نمايش: 1369

خلاصه داستان:

حميد هامون كه با همسرش دائم كشمكش دارد، زندگي كابوس گونه خود را مرور مي كند. او كه مشغول نوشتن رساله اش درباره عشق و ايمان است در پي دوست قديمي و مرادش علي عابديني مي گردد. خانه و كاشانه اش را ترك مي كند و دست به اعمال ديوانه واري مي زند. او در حالتي پريشان، در پي شكست هايش خود رابه امواج دريا مي سپارد،اما علي عابديني او را نجا ت مي دهد

 موسیقی فیلم هامون، سال ۱۳۶۸، کانتات ۳۳۱ کی، اثر {باخ}، که {ناصر چشم‌آذر} هوشمندانه آن را به‌کار گرفت. بعد از نواخته‌شدن نت تونیک، شروع حرکت ِ ملودی همان اول به سوم است، که با غم‌آلودی همراه می‌شود:  تزلزل دوران، اندیشه متزلزل مردمی سردرگم، فیلسوفی مالیخولیایی، سرکشی معشوقه‌ای دل ربا، و... همه این غم معنوی ایرانی در کار باخ مشهود است.

 
برگرفته از : http://www.iranianmovies.com  و http://tehranavenue.com
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 0:55  توسط | 

 

                                 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 2:4  توسط | 

 

خواب و بیدار از آغاز تا پایان

شبکه اول سیما در راستای عمل به رسالت خود، در مقام رسانه ملی درطی سالهای گذشته با تولید وپخش مجموعه های تلویزیونی متعدد با مظنون امنیت اجتماعی ونظم عمومی ، نقش وجایگاهی متناسب با یک شبکه فراگیر را ازخود نشان داده است .

دراین راستا تولید مجموعه سنگین وفاخر خواب وبیدار بریک همکاری مشترک بانیروی انتظامی را می توان درصدر این فعالیتها جای داد.

اما مدت ها پیش از آنکه مهدی فخیم زاده وتولید اثرتازه اش خواب وبیدار درصدر خبرهای هنری کشور قرارگیرد. وی روی فیلمنامه ای پلیسی با عنوان بی صدا برای ساخت یک فیلم سینمایی کارمی کرد . تا اینکه پیشنهاد ساخت یک مجموعه پلیسی مطرح شد واینچنین فرصتی پیش آمد تامهدی فخیم زاده که پیش از این تجربه ساخت دوسریال بلند تاریخی همچون تنهاترین سردار و ولایت عشق را ازسرگذرانده بود . بایک تیر دونشان بزند . یعنی هم فیلمنامه اش راجلو دوربین ببرد وهم توانایی های خود را برای ساخت مجموعه پلیسی درشبکه اول سیما بیازماید.

اما برای ساخت یک مجموعه پلیسی متفاوت همچون خواب وبیدار که قصد داشت الگو مناسبی در زمینه ساخت سریال های پلیسی وطنی ارائه کند ، به ملازمات بسیاری فراتر ازحد معمول احتیاج بود . بنابراین ابتدا مهدی فخیم زاده به عنوان نویسنده فیلم نامه تحقیقات خود را آغاز کرد. تحقیقاتی که اگر ازتحقیقات انجام شده برای دوکار تاریخی پیشین او بیشتر نمی شد ، کمترهم نبود.

بازدید ازمراکز مختلف پلیس وجستجو درپرونده های موجود ابتدا فخیم زاده وبعدها مخاطبان سریال خواب وبیدار را متوجه این واقعیت ساخت که غالب ما نگاه وشناختی درست به پلیس ایران نداریم واز امکانات پلیس مدرن ایران بی اطلاع ایم .

اما معرفی پلیس 110 وامکاناتی که امروز ، پلیس مدرن ایران از آن برخوردار است . علاوه برشناخت اولیه ، به عامل مهم دیگری نیز احتیاج داشت وآن یک داستان جذاب ، بکر وپرمایه درصدر رسانه ملی بود که بتوان دردل آن بسیاری ازواقعیت های پلیس رامطرح کرد . همین مسئله باعث شد تا داستان اصلی سریال خواب وبیدار ازترکیب دوپرونده پدید آید . اولین مورد پرونده فردی بود که هماهنگی معاملات هفده گروه مختلف رابرعهده داشت . دراین معاملات خریدار وفروشنده یکدیگر رانمی شناختند وتنها با این فرد وارد معامله می شدند . این پرونده انگیزه پدید آیی شخصیت یوسفی درسریال خواب وبیدارشد . پرونده دیگر در ارتباط بازنی بود که برای انجام معامله مواد مخدر وارد ایران می شود . ولی به خاطر آن که پول هایش را ازدست می دهد ، سعی می کند باسرقت پولی تهیه کند . پرونده این زن سبب خلق شخصیتی شد که تامدت ها پس از اتمام پخش سریال نیز نام آن برسرزبان ها بود . ناتاشا به هرتقدیر پس ازصحبت های اولیه در دیماه سال 79 ، دوماه بعد ، یعنی اسفندماه همان سال کار نگارش     فیلم نامه شروع شد وتامرداد سال 80 ادامه داشت تافخیم زاده چیزی حدود 6 ماه راصرف نگارش فیلم نامه 20 قسمتی سریال خواب وبیدار کند که در ابتدا پلیس 110 نام داشت . این درحالی بود که فخیم زاده کارتصویربرداری سریال را نیز پس از 5 ماه پیش تولید در دوم اردیبهشت ماه سال 80 بطوررسمی شروع کرده بود اما پس از دو روز متوقف شده بود . چرا که کارگردان این کار مهدی فخیم زاده بود که وقتی از امکانات راضی نباشد. به راحتی می گوید : صبرمی کنیم . واین صبر ادامه داشت تا بالاخره سریال 10 مرداد 80 دوباره کلید خورد واین بار تا 27 تیرماه 81 ادامه پیدا کرد ، اما بابرخی تغییرات . چرا که اتفاقات منجرشده به متوقف شدن تصویربرداری سریال خواب وبیدار درتاریخ چهارم اردیبهشت ماه به فخیم زاده ثابت کرده بود ، نمی تواند هم تهیه کننده باشد وهم کارگردان ، به همین منظور سیدجمال ساداتیان به عنوان تهیه کننده انتخاب شده بود تا عوامل واسبابی رافراهم کند که سریال خواب وبیدار از توسط رسانه ملی پخش شود که با حمایتهای شبکه اول سیما چنین نیز شد . هرچند نه به سادگی . چرا که تولید سریال جذاب وپربیننده خواب وبیدار باحوادث هیجان انگیز وگاهاً دردسرسازی نیز همراه بود . ازتصادف وپرت شدن در اتوبان گرفته تابرق گرفتگی وگرفتارشده در دودهای گاز اشک آور . با این وجود گریزی نبود وبه قول مهدی فخیم زاده وقتی شمشیرمان کوتاه است باید یک قدم به خطر نزدیک ترشد.

 

سریال خواب وبیدار به همت عوامل زیر تولید شد :

نویسنده وکارگردان : مهدی فخیم زاده

تهیه کننده : سیدجمال ساداتیان

برنامه ریز ودستیاراول کارگردان : حمیدرضا قربانی

دستیاردوم کارگردان : شهرام کیور

منشی صحنه : شبنم عرفی نژاد

مدیرتصویربرداری : رسول احدی

تصویربردار : ناصرکاووسی

دستیارتصویربردار: احمد کاووسی

صدابردار : بهمن حیدری ، احمد امیری

مدیرتولید : مجتبی متولی

جانشین مدیرتولید : شاهین شهباززاده

دستیارتولید : پرویز میرخانی

تدوین : حمیدرضا قربانی ، مهدی فخیم زاده

آهنگساز : ناصر چشم آذر

صداگذار : حسین مهدوی

مسئول استودیو رسانه پویا : جعفر فاطمی

مسئول جلوه های ویژه  نجف فتاحی

دستیارجلوه های ویژه : حمید روزبهانی

طراح واجراء گریم : فرزین فردین ، مهدیه اعرابی

طراح صحنه ولباس : نیلوفر مهذب

مشاورنظامی : سرگرد گودرزی

کارشناس انتظامی : سرهنگ رضایی

عکاس : شقایق رحمانی

روابط عمومی : افشین رضایی

تصویربردار پشت صحنه : بابک احمدیان

بازیگران : رویا نونهالی ، دانیال حکیمی ، محمدصادقی ، لادن طباطبایی ، حبیب دهقان نسب ، کامران تفتی ، اردشیرتفتی، لیلا برخورداری ، متین عزیزپور ، شیرین کاظمی ، مرضیه اقبالی ،   مونا بانکی پور ، میرمحمد تجدد ، ثریا حلی ، احمد وهاب پور ، بهروز قادری ، حسین فلاح ،   اکبر قدمی ، صدیق آرمیده ، انوشیروان فاطمی ، منوچهر قدیری

محصول مشترک شبکه اول سیما وناجی هنر

بر گرفته از : http://tv1.irib.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 2:14  توسط | 
« باران عشق »

                                                          « به نام او »

نمی دونم تا حالا اين آهنگ «باران عشق» ناصر چشم آذر رو گوش کردید يا نه ؟ تلويزيون که تاحالا بعضی آهنگهاش رو خيلی پخش کرده و فکر ميکنم اکثرا يه بار اونو شنيده باشيد اما اگه دوست و آشنايی دارید که اين کاست رو داره يه بارقرضش بگيريد و توی حال و هوای خودتون اونو گوش کنيد ٬ نمی خوام ازش تعريف بيهوده بکنم ولی من هر آهنگی رو چند مدت که گوش دادم بالاخره يه جايی ازش زده شدم اما اين يکی رو شايد نزديک چهار - پنج ساله دارم گوش ميدم و هنوزم من رو خسته نکرده نمی دونم تو اين آهنگ چی وجود داره که اينقدر برام جذاب و تازه مونده .

راستش رو بخواهيد من نه موسيقی سرم ميشه نه با کارای آقای چشم آذر آشنايی کامل دارم ولی تا اونجايی که من از کارای ايشون چيزی شنيدم هيچ کدومشون به پای باران عشق نميرسه اصلا گاهی اوقات اينقدر بينشون تفاوت هست که آدم باورش نميشه که آهنگساز باران عشق و کارای ديگه آقای چشم آذر يکی باشه .راستی چی ميشه که يه هنرمند يه دفعه اثری رو خلق ميکنه که با همه کارای قبلی و بعديش فرق داره ؟ چی ميشه که زيبایي ٬ عمق و اصلا جنس اون اثر با بقيه فرق داره ؟ چی تو اون اثر هست که تو بقيه نيست ؟ لابد اکثر شما ميگيد « عشق » يا شايد هم نظر ديگه ايی داشته باشيد ولی من خودم هم عقيده اونايی که جواب سوال رو عشق ميدونند هستم اما نه با تعبيير مسخره و مهوعی که امروزه از عشق وجود داره .گاهی آدم وقتی به يه اثری رو که توش ميشه عشق واقعی رو يافت بر ميخوره تازه ميفهمه که بين عشق واقعیه و اون چيزی که به نام عشق دارند به خورد ما بيچاره ها ميدندچه فرقی هست . اين روزا اينقدر اوضاع عشق افتضاح و مرده شوری شده که آدم جرات نميکنه حتی اسمی از عشق ببره

من که فکر ميکنم تو اين کاست باران عشق ميشه رگه هايی از عشق واقعی رو حس کرد شما هم اگه دوست داشتيد يه بار گوش کنيد ( البته تو حال و هوای خودتون ! ) شايد نظر من رو تاييد کرديد .

بر گرفته از :  http://harfhaye-barfi.persianblog.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 1:51  توسط | 
چشم شيطان
موسيقی فيلم
آنوس فيلم
تيزر فيلم
فيلم
پوستر
عکسهای مراسم
عکسهای متفرقه
عکسهای جشنواره
عکسهای صحنه
عکسهای پشت صحنه
گالری 6
سايت اختصاصی
سال اکران: ١٣٧٣ کارگردان: حسن هدايت

دستيار کارگردان و برنامه ريز: مژگان حکمت

فيلمنامه نويس: حسن هدايت

فيلمبردار:

مدير فيلمبرداري: حسن پويا

دستيار فيلمبردار:

گروه فيلمبرداري: محسن بکتاش، احمد نقي زادهد، رضا کارآگاه، کاوه حاجي رمضاني، مجيد رحمانيان

منشي صحنه:زينت السادات آبادي

سرپرست گويندگان: خسرو خسرو شاهي

سينکرون: علي لطفي

امور فني: ام. بيتا فيلم

صدا و ميکساژ: رضا اردلان

جلوه هاي ويزه: عباس شوقي

تدوينگر: حسين زندباف

امور فني صدا:

صدابرداران صحنه:

موسيقي متن: ناصر چشم آذر

لابراتوار: شرکت فيلمساز

قطع نگاتيو: ناصر انصاري

اتالوناژ: علي نجفي

عکاس: اکبر اصفهاني

تيتراژ: اسدالله مجيدي

مدير تدارکات: ناصر پزشکي

گروه توليد: امير مقدم، جمال مدينه، صفر سيد آبادي، سيد محمد بهشتي

حمل و نقل:

طراح صحنه:حسن هدايت ، رحيم صادق الوعد

گريم: مهرداد مير مياني، ثريا خرمي

هنروران: بهنام بو علي، علي داودي، حجت رضويف اشرف سليمانيف زينب فرهمند، ايران فرهمند، منيژه رشيدي، رضا قادري، مجيد صالحي، سعيد کرماني، رسول ابوضيا،  جهانگير شجاعي، محمد کاظمي، نصر اصفهاني، رضاکاشاني، محمد طغياني، اکبر تيموري، حسين حقيقي، حسين ملکيان، کشور خوشنويس

ناظر مالي: محمد برسوزيان

مجري رح: محمد صادق آذين

اجراي گريم:

تهيه کننده:

برنامه ريز:

مدير توليد: حميد رضا قندي

بازيگران: علي رضا خمسه، محمد بروزيان، خسرو دستگير، جمشيد شاه محمدي، زهره حميد، مزگان خورشيدي، اصغر زماني، فرهاد خان محمدي، اکبر دودکار، محسن زهتاب، اکبر اصفهاني، حسين بخشي پور، رحيم صادق الوعد، صفر سيد آبادي، سهراب برزين، اکبر محمدي، اردشير عالي پور، جعفر طاهر عصمتي، امير مقدم، مصطفي احمدي، دهقانف جوادي، محسن قادري

مدت زمان:92 دقيقه

محصول: گروه فيلمسازي همراه

سال نمايش: الو فروردين 1373- سينماهاي آفريقا، شهر تماشا، رنگين کمان، آسيا، البرز، پيروزي

گونه:حادثه اي

 

خلاصه داستان: پس از سوأ استفاده نافرجام به جان کمال خان، او با الماس چشم شيطان، که به مالکش قدرت مي دهد.، ناپديد مي شود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهي به نام محمود خان را براي يافتن او مأمور مي کند. محمود خان به اصفهان مي رود و با سولماز و خاله او و شوهر خاله اش رشيد پاشا، که براي يافتن چشم شيطان از عثماني آمده اند، رو به رو يم شود. آن ها در نثل محل اقامت شان با يک سرگرد انگليسي و خدمتکار هندي اش،  يک کميسر روس، که مأمور نظميه اصفهان است، و عده اي ديگر مواجه مي شوند که همگي در پي چشم شيطان هستند. محمود خان با راهنمايي ميرزا، مستدم هتل، به سراغ کمال خان مي رود که خانه اي مخفي شده و صمصام الدوله را مسبب اصلي توطئه عليه خود مي داند. کمال خان نشاني الماس را در دخمه اي زيرزميني به محمود خان مي دهد و محمود خان و سولماز به همراه کمال خان به دخمه مي روند، اما رشيد پاشا را رو در روي خود مي بينند. رشيد پاشا و افرادش با الماس مي گريزند و کميسر رحمانوف با تحت فشار گذاشتن سولماز نشاني مخفي گاه رشيد پاشا را به دست مي آورد و آن ها به محل اختفاي رشيد پاشا مي روند و کميسر الماس را به چنگ مي آورد و همه طرف ها به زندان مي افتند.محمود خان و سولماز و رشيد پاشا و همراهانش با يک کاميون از زندان مي گريزند. رشيد پاشا، که خود را مالک الماس مي داند، محمود خان را خلع سلاح مي کند و محمود خان و سولماز که همه چيز رااز دست رفته مي بيننف از کاميون بيرون مي پرند و رشيد خان و افرادش به قعر دره اي پرتاب مي شوند.

 بر گرفته از : http://www.persiafilm.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 0:23  توسط | 

نويسنده و كارگردان: محمدرضا اعلامي

مدير فيلمبرداري: محمدرضا سكوت

تدوين: محمدرضا اعلامي

موسيقي: ناصر چشم آذر

صدابردار: ساسان باقرپور

چهره پرداز: رضا ايران منش، الهام صالحي

جلوه هاي ويژه: عباس شوقي

عكاس: علي نيك رفتار

بازيگران: بهرام رادان، يكتا ناصر، محمدرضا داودنژاد، طاهر مظلومي، بهيه كيميايي، علي جلالي، روناك شميم، مجيد مشيري

سال ساخت: 1379

زمان: 90 دقيقه

 

خلاصه داستان:

رضا، پسر جواني كه كارش اجاره و فروش نوارهاي ويدئويي غيرمجاز است به تدريج به راه هاي خلاف كشيده مي شود. در حالي كه بهادر، سياهي لشكر فيلم ها، به او وعده بازي در نقش اول يك فيلم سينمايي را  مي دهد، رضا با دختري آشنا مي شود...

بر گرفته از : http://www.arianews.com
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 1:3  توسط | 

 

وقتی بیدار می شویم ...

 

 

صبح چهارشنبه هشتم آذرماه 1385 خداوند یاریم کرد در مراسم تشییع پیکر موزیسین نامدار ایران ، مرحوم " بابک بیات " شرکت جویم . بودند از اهالی هنر خاصّه موسیقی و شعر و ترانه .

" ناصر چشم آذر " هم آمده بود . لحظات آرامی را در خلوت مراسم در فکر و نگاه سپری می کرد . به سراغش رفتم . آرام بود و مهربان و البته ساده و خودمانی ؛ مثل خود " باران عشق " .

چند دقیقه ای با او همکلام شدم . تواضع چشم آذر مثال زدنی بود و حسّ احترام را بیشتر در من زنده می کرد؛ جوّی از محبّت و احترام که باصدای محمّد اصفهانی عجین شده بود که می خواند :

" این بانگ ها از پیش و پس / بانگ رحیل است و جرس ... "

لحظه ای هم به یادگار بین ما در قاب دوربین و به دست یک دوست بزرگوار ثبت شد که به محض آماده شدن آن را در همین پایگاه قرار خواهم داد .

 

" ناصر چشم آذر " را بیش از این دوست خواهم داشت . او هنرمندی است فراتر از جاذبه های معمول یک موزیسین که در قالبی برتر از " سینما " و یا " موسیقی " در خود " زندگی " نقش و حرف و حضور جدّی و مؤثّر دارد . مدرک این ادّعا ، بی شک آن حسّ پویندۀ جاری در روح موسیقی اوست که لاجرم از خود شخصیّتی به نام " ناصر چشم آذر " تفکیک نشدنی است .

در قلّۀ این ماجرا غوغای " باران عشق " آرمیده است . من " باران عشق " را بی هیچ اغراق نوای جاودانی از " زندگی " می دانم . اثری به شدّت غنی و به مفهوم واقعی کلمه " موسیقایی " که هم ارزش موسیقی دارد و هم ارزش زیستن . اثری قائم به " نوا " بدون نیاز به هیچ حرکت ، تصویر ، کلام و به طور کل عمل ( act ) بیرونی و مکمّل .

" زندگی " در " باران عشق " پر از شرافت ، سرافرازی ، ملکوت ، آرامش ، دغدغه و پرسش است ؛ و این همه در بستری از سادگی و صداقت جریان دارد.

اینها نه بزرگ کردن غلوآمیز یک اثر هنری و یا یک هنرمند که بزرگ کردن مقام متعالی موجودی به نام انسان است که فارغ از هر بینش و منش و مرام و تفکّری ، مدّتهاست که آغوش خدا را از یاد برده است و این نواها درآمدی است بر آن همآغوشی بزرگ و جاودان .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 15:45  توسط | 
بازيچه
موسيقی فيلم
آنوس فيلم
تيزر فيلم
فيلم
پوستر
عکسهای مراسم
عکسهای متفرقه
عکسهای جشنواره
عکسهای صحنه
عکسهای پشت صحنه
گالری 6
سايت اختصاصی
سال اکران: ١٣٧٣ کارگردان: تورج منصوري

گروه کارگردان: پروانه پرتو، منوچره آذر

فيلمنامه نويس: ميثاق امير فخر

فيلمبردار:

مدير فيلمبرداري: اسنفديار شهيدي

دستيار فيلمبردار: بهرام رحماني پور، بين رحمتي

گروه فيلمبرداري: رضا محمد ياري، عباس رحماني پور، رضا مير کياني

صدابردار: هادي ژورک

منشي صحنه:

سرپرست گويندگان: ايرج رضايي

امور فني صدا: استوديو ژورک

صدا و ميکساژ:

تدوينگر:بهرام دهقاني

امور فني صدا:

صدابرداران صحنه:

موسيقي متن: ناصر چشم آذر

لابراتوار: شرکت فيلمساز

قطع نگاتيو: ناصر انصاري،اکبر کرمي

اتالوناژ: علي نجفي

عکاس:

تيتراژ:

مدير تدارکات: بهرام هنرمند

تدارکات:

حمل و نقل:

طراح صحنه و لباس: رزت علوي آذر

طراح گريم:عبدالله اسنفديراي

اجراي گريم:مهدي شيرازي،مهدي حبيب پور

با همکاري: شرکت چشم سوم

تهيه کننده: تورج منصوري، منوچهر آذر

برنامه ريز: پروانه پرتو

مدير توليد: مهدي ژورک

بازيگران: عزت الله انتظامي، شهرداد وثوقي، نسرين مقانلو، محبوبه بيات،محمد سيف الهي، نيکو خردمد، نادر رجب پور، مهري وداديان

مدت زمان:92 دقيقه

محصول:

سال نمايش: اول فروردين 1373- سينماهاي مرکزي، مراد، فلسطين، شهر قشنگ، شباهنگ، رودکي، سروش، المپيا، کيهان، کوچ، آسمان آبي

گونه: اجتماعي

 

خلاصه داستان: فرشته- دختر قدير ظفرلو، صاحب يک شرکت مضاربه اي - تظاهر مي کند که به امير راننده پدرش علاقه دارد. قدير نيز به ازدواج دخترش با امير اصرار دارد. پس از جاري شدن خطبه عقد ملوک، همسر اول قدير، فاش مي کند که قدير و دخترش در تدارک سفر به آمريکا هستند. امير مانع سفر پدرو دختر مي شود، و وقتي در مي يابد که فرشته براي به دست آوردن سند عقد و تهيه ويزاي امريکا به ازدواج با او تن داده است فرشته را به خانه خودشان مي برد. قدير، که به جرم کلاه برداري و سرقت چهار ميليارد تومان به خانه ملوک گريخته، براي فرار فرشته نقشه مي کشد. فرشته پس از مخالفت امير با طلاق دادن او به خانه پدر مي گريزد و در آن جا با انبوه طلبکارها رو به رو مي شود. امير پي مي برد که حساب بانکي قدير در امريکا به نام فرشته است. فرشته که پدرش را مقصر مي داند خانواده را ترک مي کند و نزد امير باز مي گردد. ( در گفتار پاياني فيمل اضافه مي شود که چند سال بعد قدير به ايران بازگردانده مي شود و با کمک فرشته سرمايه شرکت مضاربه اي بين سهام گذاران تقسيم مي شود.)

برگرفته از : http://www.persiafilm.com
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 22:30  توسط | 

آلبوم باران عشق

naser.jpg

آلبوم باران عشق با آهنگسازی ، تنظیم و اجرای آقای ناصر چشم آذر و به همکاری شرکت طنین صوت به بازار عرضه شد. این آلبوم کیفیت رکورد متوسطی داشته و در استودیوی دیجیتال آقای بحرینی ضبط گردیده است. فکر کنم زمان انتشار آن پاییز 1373 بود. این آلبوم با تم ملایم و رمانتیک در هشت Track تنظیم شده و ساختار آن پیوسته میباشد به این معنی که هر آهنگ حال و هوایی کاملا مجزا از بقیه نداشته و مانند آثار Enigma باید آنرا از ابتدا تا انتها گوش داد. نمی دونم چرا اسم آلبوم باران عشق انتخاب شد و در ابتدای آلبوم ما صدای باران رو میشنویم؟! اطلاعاتم از ادبیات و شعر فوق العاده کم هست اما قبلا یه چیزهایی خوندم ، پس سعی میکنم دست و پا شکسته بنویسم. وقتی خاک تشنه میشه و به آب نیاز پیدا میکنه ابر و باد سراسیمه به حرکت در میان تا از آسمان بارانی بر زمین ببارد و زمین مرده دوباره زنده شود. زمین همان عالم خاکی است که انسان از عالم بالا به آن هبوط کرد و بقول بعضی ها کویر. آب هدیه ای که از آسمان به کویر نازل شد. شاید عشق همان بارانی باشد که عالم بالا به انسان هدیه داده است تا او را زنده سازد. بقول شاعر هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق. البته این تعابیر بیشتر اشاره به عرفان داره تا عشق میان دو انسان و آلبوم آقای چشم آذر هم در مورد عشق دو انسان هست نه عرفان اما اگه خود عشق رو با هر معنایی به باران تشبیه کنیم خیلی به خطا نرفتیم. احساس من که اینطوریه و تماشای باران و شنیدن صدای اون حال و هوای خاصی به من میده که بی ربط به عشق نیست. شاید اگه در یک جمله بگم این میشه : “زیر باران عاشق ترم”. این آلبوم منو بیاد سالهای آخر دانشگاه میندازه و تاثیر خاصی بر روی من داره. در بخش لذت شنیداری یکی از پارامتر ها حافظه قبلی هست ، یعنی این آلبوم رو شما در گذشته در چه شرایطی شنیدید و به چه شکلی با اون ارتباط پیدا کردید. موسیقی بشکلی خوب حال و هوای عشق رو بیان میکنه و در آهنگ شور عشق به اوج میرسه و دوباره آرام میگیره و به رهایی میرسه. شروع آشنایی در آهنگ اول باران عشق نام دارد و در آهنگ دوم آهنگساز سعی داره سختی انتظار رو تصویر کنه. آهنگ سوم به دیدار میرسه و در آهنگ های پنج و شش به اوج یعنی شور عشق میرسه. موسیقی در آهنگ “خواب” آرام میشه و شنونده رو بشکلی دوست داشتنی نوازش میکنه و به طلوع و رهایی میرسه. باید بگم در مورد این آلبوم میشه خیلی بهتر از این نوشت اما من بهتر از این نمیتونم بنویسم و پیشنهاد میکنم خود آلبوم رو بشنوید. شنیدن این آلبوم باعث میشه به حرف آقای امیر جلالی برسم که میگه ارتباط با موسیقی خیلی مهمتر از خود سیستم هست.

نوشته شده توسط امیرحسین اکبری در تاريخ شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵ساعت۱۱:۳۲
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 2:57  توسط | 
چهار شنبه، 22 مرداد 1382

جنگل
....چه غريب ماندي اي دل نه غمي نه غمگساري
نه به انتظار ياري نه ز يار انتظاري
غم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزد
كه دگر بدين گراني نتوان كشيد باري
چه چراغ ، چشم دارد دلم از شبان و روزان
كه به هفت آسمانش نه ستاره اي است باري.....
میدونم برا توام زیاد پیش اومده که دلت بگیره. حوصله هیچکی رو نداشته باشی و بخوای با خودت خلوت کنی. وای چقدر اینجور وقتا آدم از مزاحم بدش میاد. دیدی عصرای جمعه چقدر دلگیره؟مخصوصا" اون روزا که فرداشم بنا بود بریم مدرسه. وقتی که پاییز بود و هوا هم ابری. یه نم بارونیم می زد و بوی خاک مرطوب همه جا رو پر می کرد. وای اینجور وقتا فقط گریه می چسبید. بشینی یه دل سیر گریه کنی. برا چی یا کی معلوم نبود. یعنی مهم هم نبود. اگرم بود فقط بهانه بود. وگرنه بدون دلیل هم آدم هوای گریه به سرش می زنه. اون موقع ها که بچه تر بودم خیلی از این حال و هوا بدم میومد. همش یه جوری می خواستم خودمو سرگرم کنم که این غروب جمعه زودتر بیاد و بره. مثل خیلیای دیگه. الان که نگاه میکنم میبینم دیگه اینجوری نیستم. خیلی وقته که دیگه از این حس و حال فرار نمیکنم. یه وقتا دلمم براش تنگ میشه. نمیدونم چه اتفاقی افتاده. ولی میبینم که عوض شدم. گاهی که میبینم این حس یه کم به من بی محلی میکنه و سراغم نمیاد من خودم میرم سراغش. خودم منتشو میکشم. راستی چرا عصر جمعه اینجوره؟ چرا پاییز انقدر قشنگه؟ چرا من عاشق این فصلم؟چرا عصرای جمعه پاییز یه حال و هوای دیگه داره؟ نکنه من مریضم؟ نکنه دچار افسردگی شدم؟ نکنه .... ولی نه. خدا کنه این حال و هوا رو هیچ وقت از دست ندم. من عاشق دل گرفته هستم. دل گرفته خالصه خالصه. بدون غل و غش. پاک پاک. آدم اینجور وقتا مخصوصا" اگه آسمون چشاشم ابری و بارونی باشه خیلی بعدش احساس سبکی میکنه. خیلی به خدا نزدیکه. بذار از یه حس برات بگم. من عاشق این حس هستم. خودتو تو جنگلای بکر شمال تنهای تنها بذار. داری از یه کوه سبز و جنگلی که توش صدای پرنده ها موج میزنه از یه شیب ملایم بالا میری. بالا ره مه گرفته. جنگل و کوه تو مه رفته. یه نسیم مه آلود نمناک داره میوزه. آروم صورتتو نوازش میده. حالا حس کن پس زمینه این صحنه موسیقی آسمونی باران عشق(ناصر چشم آذر) داره پخش میشه. توام داری برا دل خودت میخونی...... بخدا فقط گریه می چسبه. بخونی و اشک بریزی و سبک بشی. انقدر که حس کنی الان متولد شدی. انقدر که فکر کنی عاشق ترین بنده ی خدایی. مطمئن باش که هستی.... میگم دیوونم میگی نه....حالا بذار فردا میخوام برات از کویر و دریا بگم. خیلی وقته میخوام بگم اینارو ولی حسش پیش نیومده. راستی این شعر بالا رو هم از یه وبلاگ گرفتم.نمیدونم مال کیه. ادرس وبلاگم یادم نیست . حالا بگردم ببینم میتونم پیدا کنم. تو میدونی این شعر کیه یا کی خونده؟راستا این مال وبلاگ کلبه کوچولوی منه.
 
برگرفته از : http://seawave.blogspot.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 18:11  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در ستایش او و نشانه های موسیقیایی اش و تمام آنچه در خلوت از آسمان برایم هدیه می آورد همین بس که در ظلمات شب رو به آسمان نجوا کنم :
" هر چه تو را به یاد من آورد زیباست "

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
بیوگرافی
گالری عکس
دانلود صوتی
دانلود تصویری
مصاحبه
اخبار
معرفی وبلاگ
درباره آثار
پیوندها
روز هشتم
ناصر چشم آذر (سایت)
ناصر چشم آذر (کلوب)
فریبرز لاچینی
محمد اصفهانی
مجید اخشابی
هنرمندان برتر ایران
صد هنرمند برتر
ایران ملودی
هم آواز
هنر و موسیقی
بااهالی موسیقی
ترانه های تنهایی
موسیقی ترکیه
سینمای ما
سی نت
پرشیا فیلم
گیشه
لینکی
بازنگار
آخرین اخبار
روزنامه های ایران
صدای ماندگار
جامعه ایرانی
 

Baznegar

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


zomorodgreen.com